تبليغاتX
ستاره سهيل

ستاره سهيل

اس ام اس،عكس هاي عاشقانه،داستان

سلام
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 9:33  توسط سهيل  | 

آزمايش  تعيين درصد رطوبت 

 

الف ـ مقدمه

 

آزمايش تعيين درصد رطوبت احتمالاً رايجترين و ساده‌ترين نوع آزمايش آزمايشگاهي مكانيك خاك است كه مي‌تواند بر روي خاكهاي دست خورده يا دست نخورده انجام شود.

 

ب ـ مراحل آزمايش

 

1-   به كمك يك ترازو، جرم يك ظرف خشك و تميز (MC)را اندازه بگيريد. ظرف محتوي نمونه، غالباً فلزي است. شماره ظرف و جرم آن بايد روي فرم اطلاعات ثبت شوند.

2-   خاك مرطوب را داخل ظرف قرار دهيد. جدول 1 حداقل وزن لازم جهت انجام آزمايش تعيين درصد رطوبت را برحسب بعد بزرگترين دانه تشريح مي‌نمايد.

 

بعد بزرگترين دانه (mm)

شماره الك مربوطه

حداقل جرم نمونه خاك مرطوب (gr) براي دقت محاسباتي

1/0 درصد

1 درصد

1/4

5/9

19

10

4

 اينچ

 اينچ

20

100

500

2500

-

20

50

250

 

جدول 1: حداقل جرم لازم نمونه خاك براي آزمايش تعيين درصد رطوبت.

 

3-   به كمك يك ترازو، جرم ظرف و خاك مرطوب (Mwc) را اندازه گيري نماييد. سپس ظرف و خاك مرطوب را به مدت 12 تا 16 ساعت در آون ‌قرار دهيد و با درجه حرارت 5±110 درجه سانتيگراد آنرا خشك كنيد. درجه حرارت 110 درجه سانتيگراد از آنجايي انتخاب شده است كه كمي از نقطه جوش آب بالاتر است.

4-   ظرف و خاك را از آون خارج كنيد و توسط يك ترازو، جرم ظرف و خاك خشك (Mdc) را اندازه بگيريد. اكثر ترازوهاي جديد نسبت به تغييرات حرارتي غير حساس هستند، لذا ظرف و خاك خشك را مي‌توان مستقيماً روي ترازو قرار داد. چنانچه ترازوي مورد استفاده، به درجه حرارت حساس باشد قبل از قراردادن نمونه خاك در ترازو ميتوان از يك دسيكاتور جهت رساندن دماي خاك خشك به دماي اتاق استفاده نمود.

 

ج ـ محاسبات

درصد رطوبت (w ) خاك به عنوان جرم آب موجود در خاك (Mw) تقسيم بر جرم خشك (Ms) تعريف شده و بر حسب "درصد" بيان مي‌شود:

 

كه در آن

Mw= جرم آب موجود در خاك

Ms= جرم خاك خشك

Mc= جرم ظرف خالي

Mwc= جرم ظرف بعلاوه خاك مرطوب

Mdc= جرم ظرف بعلاوه خاك خشك

مقدار درصد رطوبت خاك غالباً‌ بر حسب نزديكترين 1/0 يا 1 درصد بيان مي‏شود. درصد رطوبت خاك مي‌تواند بين 0 تا 1200 درصد متغير باشد. درصد رطوبت صفر بيانگر يك خاك خشك است. نمونه‌اي از يك خاك خشك، شن يا ماسه تميز در شرايط آب و هوايي بسيار گرم است. خاكهاي آلي بيشترين درصد رطوبت را دارند.

 

د ـ اشتباهات معمول

بر اساس Rollings and Rollings (1996) اشتباهات معمول آزمايشگاهي در مورد آزمايش درصد رطوبت بشرح زير است:

1-      استفاده از ترازوي كاليبره نشده يا بد كاليبره شده.

2-      از دست رفتن خاك بين توزين اوليه و ثانويه.

3-      از دست رفتن رطوبت نمونه قبل از توزين اوليه.

4-      اضافه شدن رطوبت به نمونه پس از خشك كردن و قبل از توزين ثانويه.

5-      دماي نامناسب آون، نمونه خيلي كوچك يا وزن غلط ظرف.

6-      خارج نمودن نمونه از آون قبل از دستيابي به وزن خشك ثابت.

7-      توزين نمونه هنگاميكه هنوز داغ است (براي ترازوهاي حساس به دما).

 

اشتباه معمول ديگر لبريز كردن آون با نمونه‌هاي خاك است. در چنين شرايطي جريان هوا محدود شده و احتمال اينكه نمونه‌ها بطور كامل خشك نشوند وجود دارد.

 

ه ـ جامدات محلول

بسياري از خاكها حاوي جامدات محلول مي‌باشند. براي مثال در مورد خاكهاي واقع در كف اقيانوس، آب بين ذرات جامد خاك احتمالاً‌ داراي همان غلظت نمك آب دريا خواهد بود. مثال ديگر وجود كاتيونهاي متمايل به سطوح ذرات رسي مي‌باشد. بهنگام خشك كردن خاك، اين كانيها و يونهاي محلول، جزئي از جرم جامدات (MS) مي‌شوند. درمورد اغلب خاكها اين اثر، حداقل تغييرات را در درصد رطوبت ايجاد مي‏كند.

 

و ـ اثرات دما

چنانكه قبلاً ذكرگرديد، دماي استاندارد جهت خشك نمودن خاك 110 درجه سانتيگراد مي‌باشد. شكل شماره 1، درصد رطوبت خاكها را در دماهاي مختلف نشان مي‌دهد. داده‌هاي آزمايش حاصل از پنج آزمايش مختلف در شكل 3-3 نمايش داده شده و ذيلاً هر يك بطور جداگانه مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

 

1-         ماسه اوتاوا : درصد رطوبت اين خاك حدوداً 24 درصد است.

2-         رس آبي بوستون : درصد رطوبت اين خاك حدوداً 33 درصد است.

3-     رس لدا : درصد رطوبت اين خاك بهنگام خشك نمودن در درجه حرارت درجه 110 سانتيگراد، 45 درصد مي‌باشد و تحت حرارت 200 درجه سانتيگراد تا 46 درصد افزايش مي‌يابد. حساسيت اين خاك تحت دماي آزمايش متجاوز از110 درجه سانتيگراد، به مقدار اندكي افزايش مي‌يابد.

4-     رس مكزيكوسيتي : درصد رطوبت اين خاك به دماي آزمايش خيلي حساس مي‌باشد. براي مثال، در دماي110 درجه سانتيگراد، درصد رطوبت 345 درصد مي‌باشد. در حاليكه تحت دماي190 درجه سانتيگراد، درصد رطوبت 380 درصد مي‌باشد. (1944) Rutledge خاطر نشان مي‌سازد كه رس مكزيكوسيتي داراي ساختار متخلخلي از كانيهاي رسي، ميكروفسيل‌ها و دياتوم‌ها مي‌باشد. دياتومها اساساً پوسته‌هاي توخالي سيليسي هستند كه حاوي آب مي‌باشند. بنابراين در دماهاي بالاتر آب بيشتري از درون دياتوم‌ها و ميكروفسيل‌ها خارج مي‌شود كه منجر به درصد رطوبت بالاتري مي‌شود. 

خاك دياتومه‌اي: درصد رطوبت اين خاك نسبت به دماي آزمايش بسيار حساس مي‌باشد. براي مثال، تحت دماي110 درجه سانتيگراد، درصد رطوبت 620 درصد است درحاليكه در دماي 200 درجه سانتيگراد، درصد رطوبت 800 درصد مي‌باشد. خاكهاي دياتومه‌اي معمولاً‌ از پودر سيليسي ريز و سفيد كه عمدتاً از دياتوم‌ها و بقاياي آنها بوجود آمده تشكيل گرديده‌اند. چنانكه قبلاً ذكر گرديد در دماهاي بالاتر، آب بيشتري از درون دياتوم‌ها خارج مي‌شود كه منجر به درصد رطوبت بالاتر مي‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 20:7  توسط سهيل  | 


عاشقانه 

به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي


+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 6:5  توسط سهيل  | 

كي ميگه فقط آدما معني عشق و مي فهمن؟

بله، حيوانات بيشتر فريب مي خورند، بخاطر توانايي فيزيكي بدنشان. اما گاه و بي گاه بعضي از آنها مي توانند عشقي را كه ما در خيابانهاي شلوغمان فراموش كرده ايم به ما نشان دهند

يك سگ با يك ماشين تصادف مي كنه و وسط خيابون مي ميره. بعد از مدتي يك سگ ديگه كنار جسدش ديده ميشه، اون سعي مي كنه با پاش دوستش رو بيدار كنه

وقتي تلاشش براي بيدار كردن دوستش به نتيجه نميرسه، سعي مي كنه اون رو به كنار جاده هل بده. اما وزن دوستش براي اون زياده

با اينكه ترافيك سنگين و خطرناكه، اون از پيش دوستش نميره. فقط همونجا كنارش واميسته و زوزه مي كشه و گريه مي كنه.

افراد زيادي اين رويداد رو ديدن و تحت تأثير قرار گرفتن. چطور حتي يك سگ مي تونه وفاداري و عشقش رو به دوستش نشون بده.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 4:20  توسط سهيل  | 

نامه ای عاشقانه ی شایان به پریسا



GiGaImage.com Free Image Hosting
Mh76  نامه ای عاشقانه ای شایان به پریسا ...



+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 4:11  توسط سهيل  | 

وصیت نامه ((دعا)) دختر سنگسار شده


GiGaImage.com Free Image Hosting

وصیت نامه رویایی(( این متن بعداز مرگ دخترک توسط انسانهایی که اهل  قلم هستند ))  نوشته شده است
.


متن پیام وداع از طرف "دعا" دختر 17 ساله ای که در کردستان عراق سنگسار و لگد کوب شد تا جان داد و مرد.
امروز 23 روز از روزی که شما ، مردان فامیل، همسایه ، دوستان و آشنایان مرا به خون کشیدید گذشت. من روزی به شما سلام گفته بودم و نگاهتان کرده بودم ، نگاهی از سر لطف و همنوع دوستی. برای بعضی از شما که به خانه مان آمد و رفت داشتید و دوستان برادر و پدرم بودید چای دم کرده بودم یا خانه را برای ورودتان آب و جارو کرده بودم. آشپزی را مادرم بهتر می کرد و من فقط کمک دستش بودم. تازه آشپزی با فقر مالی ما معنایی ندارد. شما هم میدانید وقتی از فقر و محرومیت حرف میزنم ، از چه میگویم. همه ما با گوشت و پوست خود آن را حس کرده ایم. آن روز، 18 فروردین را میگویم ، وقتی با سنگ به صورتم می کوبیدید، من حتی فریاد نزدم، فهمیدید که من حتی فریاد هم نزدم؟ من از ترس فقط میلرزیدم و اندام نحیفم در انتظار ضربه بعدی به خود میپیچید، درد؟ درد را کمتر از ترس میفهمیدم ، وحشت تماشای شما مردان قوی و درشت با چهره های خشمگینتان از پایین ، مجالی برای حس درد برایم نمیگذاشت. تنها دفاع من گذاشتن دستان کوچکم بر صورتم بود تا شما را نبینم و در تاریکی به آرامش دست یابم، چه خیال باطلی !
راستی چرا اینقدر خشمگین بودید؟ چرا از یکدیگر پیشی میگرفتید تا ضربه ای نثار من کنید؟ من که مقاومتی نمیکردم ، حتی تکان هم نمیخوردم و شما با لگد هایتان مرا به یکدیگر حواله میدادید. بوی تعفن شما آزارم میداد. فرصتی برای گریه نیافتم هر چند درونم خون و آه بود و دردی بس عظیم. فکر میکردم ای کاش هر چه زودتر ضربه ای جانم را بگیرد ، روز روزش زندگیم لذتی نداشت ، چه رسد امروز. دلم میخواست هم خودم زودتر خلاص شوم و هم شما زودتر به خانه هایتان روید، سراغ زن و بچه هایتان، و برای آنها از این همه جسارت و ایمان و ناموس پرستی خود بگویید تا زن و دخترانتان از وحشت حساب کار خود را بکنند و پسرانتان یاد بگیرند که "حفظ ناموس" یعنی چه؟! راستی زنان و دخترانتان کجا بودند؟ خواهران و مادرم کجا بودند؟ چرا هیچ کس برای من اشک نریخت؟ چرا هیچکس خود را بر جثه ضعیف من نینداخت تا شما مرا راحت بگذارید؟
برادرانم، پدر، عمو، دایی و ... زخم های صورتم تازه دارد آزارم میدهد، کمرم، شانه هایم و دلم دائم درد دارند. هیکل کوچک من تاب لگد ها و مشت های شما را نداشت ، دیدید که آخر هم نفسم برای همیشه بند آمد . اما قتل من مدال افتخاری شد بر گردن شما! حتما امروز شما برادران و مردان دلیر برای گرفتن حق و حقوقتان به خیابان می آیید، یا در سمیناری و یا جلسه ای شرکت میکنید. راستی ربط حق و حقوق شما با من چیست؟ تکلیف حق نفس کشیدن و حیات من چه میشود؟ حقی که در مشت های شماست. من نفرت را درچهره شما نسبت به دختری 17 ساله و خونین دیدم. من همبستگی شما را با محرومان دیدم. نه برادران .من به آنجا بر نمی گردم ، من از شما میترسم. من در درون شما چیزی به اندازه حیوان هم ندیدم . شقاوت و ددمنشی شما را در هیچ حیوانی به همنوعش نمیتوان دید. راستی هنوز جوابم را ندادید، مادر و خواهرانم، خاله و عمه و زنان همسایه کجا بودند؟ قابله ای که 17 سال پیش مرا به جهان راهنمایی کرد و دعا نام نهاد، کجا بود؟ مگر اینان نمیدانستند که آنروز قرار است من به خاطر عشقی که از نظر این مردان ممنوع بود، سنگسار و لگد کوب شوم تا مبادا دیگران هم یاد بگیرند و کم کم قدرت مطلق اینان شکاف بردارد؟ اما خواهر و مادر و ... آنها کجا بودند؟ واین سوال همیشه همراه من خواهد بود: خواهران ، مادر ، خاله و ... کجابودند؟
راستی در یک لحظه که چشمانم باز بود، دهها تلفن موبایل در دستانتان دیدم که در خون غلتیدن مرا ضبط میکرد. برای چه؟ به چه دردتان میخورد؟ میخواهید به آنهایی که نتوانستند در این لذت سهیم شوند نشان دهید و صواب کنید؟ یا دوباره ببینید و ارضاء شوید؟ چقدر حقیرید شما! شما خون و اشک مرا بر خاک دیدید و قلبتان نلرزید، حتی به بی دفاعی من!
دریکی از اطلاعیه هایی که به مناسبت قتل من داده اند با حسن نیت از شجاعت من در گذار از " خط قرمز قوانین ارتجاع قرون وسطایی " حرف زده اند! نه، من نه جسارتی کردم و نه قهرمان بودم. من 17 ساله، نحیف، فقیر و یک دختر جوان بودم که عاشق شد. عادی مثل طلوع خورشید، عادی مثل تولد و مرگ ... اما شما چقدر حقیرید! قهرمانان زنده، رزمندگان خشمگین! شما آنقدر حقیرید که دسته جمعی بر سر من ریختید و عربده زنان بر من کوفتید و جانم را گرفتید! من امروز دیگر نیستم، اما شاید یکی از فیلم های موبایل هایتان که آنروز گرفتید، روزنه ای به جهان دیگر یابد و در سراسر جهان نماد کثافت و دشمنی مردسالاران و سالار مردان با زنان و دختران شود. باشد که اشکی برایم ریخته شود، هر چند بی فایده و دیر! شاید که نوه های خاله هایم و یا خواهرانم و یا حتی 170 سال دیگر دختران 17 ساله اش درمیدان ده در دستان شما به خون کشیده نشوند و یا در پستوی خانه ها به آنها تجاوز نشود.



 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 3:41  توسط سهيل  | 

منو ببخش

منو ببخش


GiGaImage.com Free Image Hosting



منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
 
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
 
 ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
 
با پول اون نخ خریدم  زخم دلم رو بستمش
 
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
 
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
 
بین من و تو فاصله است  یک در سرد آهنی
 
من که کلیدی ندارم   تو واسه چی در می زنی
 
این در سرد لعنتی  شاید که نخواد وا بشه
 
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه
 
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
 
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 2:49  توسط سهيل  | 

جملات عاشقانه كوتاه

GiGaImage.com Free Image Hosting


خيال...

خيال مي كردم كه يك روز مي آ يي ،يك روز به نزديكي همين روزها،وقتي دستهايت پرازنورشد با دلي سرشاراز حرارت،‌امانيامدي،هيچ روزهم نمي آيي ولي باورنكن كه     من به تاريكيهاعادت كنم ودرتكراراين شبهاي خالي ازنور،روزرافراموش كنم....

عشق من...

با سازكوچكم دركوچه هاي بلندآرزوها مي نوازم.عشق را،عشقي كه ميان من وتوست،تويي كه لحظه لحظه زندگي ام هستي،تويي كه هرروزسحربا وضوي التماس درنمازعشق مي خوانمت،تويي كه نردبان دعاهايم راهيچ وقت بي پاسخ نمي گذاري....

   ..................تو اي معبود من ................

گذشته هاي شيرين...

عزيزم:

آن گاه كه دركناركلبه اي ساده وزيبا روح،زيبايت رادنبال كردم هرچه فرياد مي زدم صبركن ومرانيزبا خويش ببر،مرهمي برزخمم نگذاشتي وبي رحمانه ازكنارم گذشتي...

نا اميدانه كناردرياچه زيبايي زندگي نشستم وگذشته هاي شيرين زندگيم رابرايت تعريف كردم.احساس كردم كه درگوشه اي ازاين دشت زيبا،سخن هاي مرا مي شنوي، وبه خاطر سپاري اما..............

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 23:37  توسط سهيل  | 

GiGaImage.com Free Image Hosting

الو ... الو ... سلام

كسي اونجا نيست؟؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟

پس چرا كسي جواب نميده؟

يهو يه صداي مهربون!...مثل اينكه صداي يه فرشتس.بله با كي كار داري كوچولو؟

خدا هست ؟باهاش قرار داشتم...قول داده امشب جوابموبده.

بگو من ميشنوم . كودك متعجب پرسيد:مگه تو خدايي؟من با خدا كار دارم ...

هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم.

صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منودوست نداره؟؟؟

فرشته ساكت بود.بعد از مكثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوست داره .مگه كسي ميتونه

تو رو دوست نداشته باشه؟

بلور اشكي كه در چشمانش حلقه زده بودبا فشار بغض شكست وبرروي گونه اش غلتيد

وبا همان بغز گفت: اصلا اگه نگي خدا باهام حرف بزنه گريه ميكنما...

بعد چند لحظه هياهوي سكوت:

بگو زيبا بگو.هر انچه كه بر دل كوچكت سنگيني ميكند بگو...ديگربغض امانش رابريده بود

بلند بلند گريه كردوگفت:خداجون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تورو خدا

نذاربزرگ شم تورو خدا...

چرا؟اين مخالفت تقديره.چرادوست نداري بزرگ بشي؟

آخه خدا، من خيلي تورودوست دارم قدمامانم،10تا دوست دارم.اگه بزرگ شم نكنه مثل بقيه

فراموشت كنم؟

نكنه يادم بره كه يه روزي بهت زنگ زدم؟نكنه يادم بره هرشب باهات قرارداشتم؟مثل بقيه

كه بزرگ شدن وحرف منو نمي فهمن.

مثل بقيه كه بزرگن وفكر ميكنن من الگي ميگم باتو دوستم.مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس

چرا كسي حرفمو باور نمي كنه؟خداچرابزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نميشه

باهات حرف زد...

خداپس ازتمام شدن گريه هاي كودك گفت:

آدم،محبوبترين مخلوق منه،چه زودخاطراتش رو به ازاي بزرگ سدن فراموش ميكنه...

كاش همه مثل تومرا به جاي خواسته هاي عجيب،من رو از خودم طلب ميكردند تا تمام

دنيا در دستانشان جا ميگرفت

كاش همه مثل تومرابراي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند.دنيابراي توكوچك

است...

بيا تا براي هميشه كوچك بماني وهرگزبزرگ نشوي...

كودك كنار گوشي تلفن،درحالي كه لبخند بر لب داشت در آغوش خدا به خواب فرورفت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 2:39  توسط سهيل  | 

نامه اي به خدا







GiGaImage.com Free Image Hosting



نامه اي به خدا

 

سلام خدا من دارم از زمین برات زنگ میزنم
دلای سنگیو خدا امشب برات رنگ میزنم
فکرنکنی زنگ میزنه مزاحم تلفنی
جون خداقطع نکنی منم رفیق زمینی
راستی خدا تو آسمون ستاره ها با هم خوبن؟
اونجا دروغ وحرف زشت ستاره ها آیا میگن؟
امشب دلم گرفته بود خواستم که درد ودل کنم
هر کس به فکر خودشه من با کی درد ودل کنم؟
راستی خدا! زمین هواش دود ودمه
توی دلای آدماش پر از غمه
اون نامه رو دستای من با خواهش دلم نوشت
پست می کنم این نامه رو به آدرس تو در بهشت
راستی خدا ! با ور داری دوستت دارم خیلی زیاد!!!!
از راه دور میبوسمت شاید منو یادت بیاد
قربون تو خدا برم کاری نداری به دلم
شرمندتم که نیمه شب کلی مزاحمت شدم!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 23:40  توسط سهيل  | 






GiGaImage.com Free Image Hosting




امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون ...

چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي. امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل

عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم وهنوز شكست نخوردم .نشستم

گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ...

واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه

پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه

باش....

امشب گريه ميكنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 13:14  توسط سهيل  | 

خداحافظ

خداحافظ...




GiGaImage.com Free Image Hosting






گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ 

  از پشت شیشه، تصویر این شهر، دلگیر همیشه
شهر غریب، دلهای غمگین، هوای بی تو، هوای سنگین
خونه ی بی تو، مثل یه زندون، حیف من و تو، حیف عشقمون
خونه ی بی تـــــــو مثل یه زندون حیف من و تو حیف عشقمون
حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من
عشق اگه بود، عشق تو بود، ای گل من
حیف تو بود، حیف تو بود، ای قلب من
...آخر جاده عاشقی تنها شدم
گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ
گفتی پشیمون، گفتم که هرگز
نفس بریده، دستای لرزون
اشک توی چشمام، حیف نگفتم بمون
غم یه عــاشـــق .. غم کمی نیست،

چه فایده از اشـــک وقتی، وقتی کسی نیست
درد یه عاشق، درد کمی نیست،

چه فایده از اشک، وقتی، وقتی کسی نیست
حیف تو بود، حیف تو بود، ای گل من،

عشق اگه بود، عشق تو بود ای گل من
حیف تو بود، حیف تو بود، بر باد بری، مثل یه قصه ی کهنه شده از یاد بری
گفتی خداحافظ .. گفتم خداحافظ

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:29  توسط سهيل  | 

عكسهاي ايراني سري1

عكسهاي ايراني


GiGaImage.com Free Image Hosting



GiGaImage.com Free Image Hosting

ادامه مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 6:26  توسط سهيل  | 

نامه سرگشاده يك نوزاد معترض إ

         
 نامه سرگشاده يك نوزاد معترض إ

                  [




 

آقاي پدر:

در كمال احترام خواهشمندم اينقدر لب ولوچه هاي غير پاستوريزه،وسارو سيبيل سيخ سيخي آهار نشدتون روبه سروصورت حساس من نماليد.

خانوم مادر:

شست پا،وسيله اي است شخصي و متعلق به خودم،كه اختيارش رو دارم.لطفا هرگاه سعي در خوردن شست پاي شما نمودم، به من گيربدهيد.

پدرمحترم:

هنگام دست چين كردن ميوه ازدادن من به بغل.....

بقيه نامه در ادامه مطلب.........



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 7:40  توسط سهيل  | 

اس ام اس

                 
GiGaImage.com Free Image Hosting          



           

       بمب اس ام اس تقديم ميكند

                                            



                                                     اس ام اس عاشقانه 


                                                     اس ام اس سركاري

                                                    

                                                      اس ام اس خنده دار


اس ام اس عاشقانه

با آبی عشق پر گشودن زیباست.در لحظه غم تو را سرودن یباست.
منظورم از این ترانه میدانی چیست؟یعنی که با تو بودن زیباست
.

 

تو سرزمین فقرا هرچی که هست مال خدا غیر دل سوخته من اونم باشه مال شما.

 

دفترچه قسطامو ورق میزدم تمومی نداره تا اخر عمر بدهکار مهربونیاتم.

 

دوست دارم اشک باشم گوشه چشمت نشینم تا اگر روزی بیفتم صورت ماهت ببوسم.

 

هر کي با زمزمه عشق دو سه روزي عاشقم شد عشق اون باعث زجر همه دقايقم شد اون که عاشق بود و عمري از جدا شدن مي ترسيد همه هراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد.


اس ام اس سركاري

يه ضرب المثل نميدونم كجايي ميگه كه به هيچ كس به جز خودت و خرت اعتماد نكن منم به جز خودم و خودت به هيچ كس اعتماد نميكنم

تو درختي هستي پر از احساس و محبت و سايه اش از عشق كه من الاغم را به ان ميبند

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکني قشنگ نميشي پس بيخود زور نزن

سوال روان شناسي: با جواب دادن به اين سوال ميتوانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه! سوال:افسرده هستيد يا نه؟

تو بهترين، زيباترين، مهربون ترين، خوش تيپ ترين، دوست داشتني ترين، با شخصيت ترين دوستي که داري: منم

به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز،...

اس ام اس خنده دار

یه یارو میمیره میره اون دنیا ازش میپرسن چی شد که مردی ؟ میگه شیر خوردم میگن شیرش فاسد بود ؟ میگه نه گاوه یهو نشست.

 چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه...

 

بقيه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 6:55  توسط سهيل  | 


Kissoncheek  ********دلشکسته**************


نشسته بودم رو زمين و داشتم يه تيکه هايي رو از رو زمين جمع مي کرد ...

بهم گفت : کمک مي خواي؟

گفتم : نه

گفت خسته ميشي بزار خوب کمکت کنم

گفتم : نه ، خودم جمع مي کنم

گفت : حالا تيکه هاي چي هست ؟ بدجوري شکسته ...

بقيه در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 6:44  توسط سهيل  | 

دختر شدن در 5 دقيقه

اگر شما پسري هستيد طالب قرتي‌بازي‌هاي دخترانه!، نکات زير را جهت دختر
شدن، البته به طور آزمايشي، رعايت کنيد:
ابتدا بايد ريش و سبيل خود را، البته اگر داريد، (ريش و سبيلو مي‌گم
بابا!) به سطل خاکروبه بسپاريد. هر چند که با زدن سبيل خود، نمي‌توانيد
درست راه برويد!
اکنون نوبت آن است که تغييراتي چند در سر و صورت خود به وجود آوريد. از
جمله ابروها را صفا دهيد! که البته اين نکته امروزه لازم به ذکر
نمي‌باشد. زيرا شما معمولا از قبل، اين كار را كرده‌ايد!
حالا به سراغ لوازم آرايشي مادر يا احيانا خواهر خود برويد. سعي کنيد
قوطي کرم پودر را روي صورت خود خالي کنيد!
در آخر يک مانتو که از شدت تنگي به کيسه‌ي مارگيري شباهت دارد به تن
کنيد. هر چه تنگ‌تر، اندام ضايع شما زيباتر!
روسري ترجيحا تيتيش خود را سر کنيد و آماده خروج از خانه شويد.
کفش پاشنه بلند در اينجا نقش مهمي ايفا مي‌کند. هر چند که شما با پوشيدن
يک کفش پاشنه‌دار مثل شترمرغ راه خواهيد رفت!
حالا شما در خيابان هستيد!
هنگام راه رفتن سعي کنيد به کل بدن خود پيچ و تاب بدهيد! بهتر است براي
بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنيد!
و نکته بسيار بسيار مهم «عشوه شتري» است! شما بايد سعي کنيد براي کل
ملت که در خيابان هستند پشت چشم نازک کنيد!
اگر کسي احيانا از شما ساعت پرسيد، صداي دورگه و ناهنجار خود را کش دار
کنيد:
ببخشيد خانوم، ساعت چنده؟
اييييييييييش! دو و ربــــــــــع! واااااه!
شما هنگامي که در خيابان راه مي‌رويد لغات عاشقانه بسياري را مي‌شنويد و
مسلما حال مي‌کنيد!
به منظور جلوگيري از حال کردن بسيار شما با دختر شدن، از ادامه اين
آموزش معذورم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 6:41  توسط سهيل  | 

 داستان تصميم كبري

کبری خره نشست تو حیاط به درس خوندن که تلفن زنگ زد...
مامانش تو آشپزخونه داشت میرزا قاسمی درست می کرد ، خود خرشم
از اول می دونست مامانی اینوقت روز داره آشپزی می کنه واسه همین
جفتک زنون پرید تو اتاق و تلفنو برداشت و گفت: جانم (با آخر ناز و ادا)؟؟؟که
یه صدا از اون ور خط گفت : جاااااااانم
کبری : هانم؟
تلفن : منم
کبری : شما؟
تلفن : شوما نیست داروگره...

ادامه داستان در ادامه مطلب
...

 

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 4:9  توسط سهيل  |